جنوب، دریا را تداعی میکرد، تصویر مردانی که تور بر دوش از خانه بیرون میزدند و زنانی که سایه به سایه بادهای گرم جنوبی، زندگی را در حیاطهای گِلی و نخلدار پیش میبردند.
اما امروز اگر در روستاهای قشم قدم بزنید، در کنار لنجها، اقامتگاههای بومگردی لوکس و کافههایی را میبینید که با نورهای رنگی شبهای جزیره را روشن کردهاند. خانههایی که روزی محل زندگی چند نسل بودند، امروز با طراحیهای نو و امکانات مدرن آمیخته شدهاند. جوانانی که قرار بود راه پدران صیادشان را ادامه دهند، اکنون میزبان گردشگرانیاند که برای «تجربه زندگی بومی» به قشم میآیند.
این تغییر اما به ندرت اتفاق نیفتاد؛ موجی بود که در چند سال اخیر با شتاب وارد روستاها شد و قیمت زمین، شکل معماری و حتی سبک پوشش مردم را تغییر داد. مصطفی عبدی، دانشآموخته جامعهشناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه معتقد است برای فهم این دگرگونی باید به گذشته بازگشت؛ زمانی که صیادی و ملوانی ستون فقرات اقتصاد جزیره بود. او در این گفتوگو از دو موج متفاوت گردشگری در قشم سخن میگوید؛ موج بازار و خرید و موج طبیعتگردی و بومگردی. به باور او، قشم امروز در میانه یک گذار تاریخی ایستاده است؛ گذاری که هم فرصت میسازد و هم هویتهای قدیمی را به چالش میکشد.
مشاغل اصلی و سنتی مردم جزیره
مصطفی عبدی، عضو هئیت علمی دانشگاه در حوزه جامعه و فرهنگ مناطق جنوبی ایران، ۲۰سال تجربه پژوهشی دارد. او در خصوص بررسی تأثیر گردشگری بر اقتصاد و فرهنگ محلی به ما میگوید: «پیش از شروع رونق گردشگری، اقتصاد و شغلهای مردم جزیره عمدتاً بر منابع طبیعی و سنتی استوار بود. بر اساس دیدگاههای جامعهشناسی غرب، اقتصاد را میتوان بهعنوان شیوهای برای تطبیق انسان با محیط و برداشت انرژی از آن تعریف کرد. بهطور کلی، مردم انرژیهای موجود در محیط خود را برداشت میکنند و در دسترسترین منابع انرژی، منابع غذایی از جمله موجودات دریایی بودهاند».
به گفته عبدی، یکی از ابتداییترین و اصلیترین شغلها در جزیره قشم، صیادی و ماهیگیری بود. علاوه بر این، موقعیت جغرافیایی خاص جزیره؛ دسترسی به مسیرهای دریایی و امکانات تجارت را فراهم میکرد، بنابراین تجارت و دادوستد نیز جزو مشاغل سنتی مردم به شمار میرفت. عبدی در این باره توضیح میدهد: «مشاغل سنتی جزیره قشم شامل صیادی، ملوانی، تجارت و بهصورت محدود کشاورزی بود. کشاورزی در گذشته شامل نخلداری و کشت دانههای خوراکی مانند گندم و ذرت بود، اما با کاهش منابع آبی و تغییر کاربری زمینها، بخش زیادی از این فعالیتها از بین رفتند».
تغییر اساسی مشاغل در مرحله نخست گردشگری
مصطفی عبدی در خصوص ورود گردشگری به جزیره میگوید: «با ورود فاز نخست گردشگری، ساختار شغلی جزیره تغییرات اساسی پیدا کرد. گردشگری در جزیره قشم در دو مرحله و به دو شکل عمده گسترش یافته است؛ مرحله نخست گردشگری، تمرکز بر بازارهای خرید بود.
گردشگران ایرانی عمدتاً برای خرید کالاهایی مانند لباس و لوازم خانگی به قشم و درگهان میآمدند و بازدید از جاذبههای طبیعی و تاریخی، در اولویت بعدی آنها قرار داشت. این نوع گردشگری بیش از دو تا سه دهه است که در جزیره گسترش یافته و در نتیجه آن بازارهای زیادی در شهر قشم و درگهان شکل گرفتهاند».
عبدی معتقد است ورود کالاهای قانونی و غیرقانونی، به ویژه قاچاق، موجب رونق بازار شد و مردم محلی بیشتر به سمت این نوع تجارت جذب شدند، زیرا سودآوری آن از مشاغل سنتی بیشتر و آسانتر بود. در این مرحله، بخش زیادی از جمعیت فعال که پیشتر مشاغل سنتی مانند صیادی و تجارت داشتند، به فرصتهای درآمدی جدید و کمزحمتتر در بازارها جذب شدند.
عبدی تأکید میکند: «این تحولات موجب شد بسیاری از مردم از مشاغل سنتی فاصله بگیرند و به سمت تجارت و واردات کالا، به ویژه قاچاق، روی آورند. مرحله نخست گردشگری، با وجود رونق اقتصادی، تنها مناطق شهری شرقی جزیره را تحت تأثیر قرار داد و مناطق غربی، کمتر تحت تأثیر بودند».
شکلگیری بومگردی
عبدی درباره مرحله دوم گردشگری توضیح میدهد: «این نوع از گردشگری شکل کاملاً متفاوتی داشت و بر روستاهای غرب جزیره و گردشگری طبیعتگردی و فرهنگی متمرکز شد. در این مرحله، هدف اصلی گردشگران خرید نبود، بلکه تجربه فرهنگ خاص جزیره و طبیعت بکر روستاها بود».
از نظر عبدی این نوع گردشگری موجب شد مردم محلی اقامتگاههای بومگردی ایجاد کنند و خدماتی مانند فروش صنایع دستی، لباسهای سنتی و اجرای آیینهای محلی برای گردشگران را ارائه بدهند.
عبدی ادامه میدهد: «این تغییرات، علاوه بر ایجاد مشاغل جدید، تأثیرات عمیقی بر فرهنگ و سبک زندگی بومیان داشته و فرهنگ بومی جزیره را از یک فرهنگ کاربردی و روزمره به ویترینی برای جذب گردشگران تبدیل کرده است؛ چرا که پوشش، رفتار، ذائقه غذایی و حتی زبان مردم تحت تأثیر تعامل با گردشگران دچار تغییر شده و برخی هویتهای فرهنگی سنتی به فراموشی سپرده شدهاند».
تغییر فرهنگ بومی
یکی از مهمترین تأثیرات گردشگری، کاهش تمایل جوانان به مشاغل سخت سنتی مانند صیادی است. عبدی در این باره به ما میگوید: «وقتی درآمد و شرایط کار در مشاغل مرتبط با گردشگری مانند اداره اقامتگاهها، رستورانها و ارائه خدمات فرهنگی، به مراتب راحتتر و سودآورتر از صیادی است، معلوم است که نسل جدید بیشتر به سمت این مشاغل میرود و کارگران غیربومی جایگزین نیروهای محلی در مشاغل سنتی میشوند».
او ادامه میدهد: «مرحله دوم رونق گردشگری موجب افزایش چشمگیر قیمت زمین و مسکن در روستاهای هدف گردشگری شده است. قیمت زمین در برخی روستاهای غرب جزیره به متری ۸۰ تا ۹۰ میلیون تومان رسیده و این افزایش ارزش زمین سبب شده بسیاری از مردم به جای ادامه مشاغل سنتی، به سرمایهگذاری در املاک و مستغلات روی آورند».
با وجود تمام این فرصتهای اقتصادی، عبدی هشدار میدهد: «گردشگری بدون برنامهریزی جامع و پایدار میتواند آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی داشته باشد. افزایش ناگهانی واحدهای تجاری و مراکز خرید، بحرانهایی مانند کمبود آب و مشکلات ایمنی را به وجود آورده است. همچنین، افزایش مصرف نوشیدنیها و تغییر سبک زندگی موجب تغییر در هنجارهای اجتماعی و حتی افزایش طلاق شده است».
نیاز به تدوین نقشه راه
به گفته مصطفی عبدی، برنامهریزی دقیق و نقشه راه بلندمدت برای گردشگری ضروری است. او تأکید میکند: «تدوین نقشه جامع میراث فرهنگی و گردشگری جزیره قشم میتوانست شناسایی نقاط هدف گردشگری، حفاظت از فرهنگ و محیط زیست و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی را تضمین کند. عدم اجرای چنین برنامهای موجب شده اثرات منفی گردشگری در برخی مناطق بیشتر از اثرات مثبت آن باشد».
در زمینه اشتغال، عبدی معتقد است گردشگری فرصتهای شغلی متنوعی ایجاد کرده، اما این فرصتها بهصورت نابرابر میان مناطق جزیره توزیع شدهاند. مناطق شرقی که در مرحله نخست گردشگری توسعه یافتهاند، بیشتر از مناطق غربی بهره بردهاند. در مناطق غربی نیز، گردشگری طبیعتگردی و فرهنگی سبب تغییرات اجتماعی و فرهنگی عمیقی شده، به گونهای که سبک زندگی و رفتارهای روزمره مردم را دگرگون کرده است.
او همچنین بر ضرورت حفاظت از فرهنگ و هویت بومی تأکید میکند و میگوید: «گردشگری باید بهگونهای مدیریت شود که فرهنگ بومی و ارزشهای سنتی روستاها حفظ شود و تنها به نمایش تبدیل نشود. به عبارت دیگر، توسعه گردشگری بدون حفظ هویت فرهنگی، میتواند منجر به شکنندگی ساختار اجتماعی و فرهنگی روستاها شود».
تأثیر گردشگری بر محیط زیست
عبدی همچنین با اشاره به تأثیر گردشگری بر محیط زیست میافزاید: «افزایش بیرویه ساخت و سازها، تخریب اکوسیستمهای ساحلی و دریایی و مصرف منابع آب از مهمترین پیامدهای منفی گردشگری در جزیره قشم است. توسعه پایدار گردشگری تنها در صورت برنامهریزی دقیق و مدیریت منابع طبیعی ممکن است و باید همزمان با حفظ فرهنگ و هویت محلی اجرا شود».
پیشنهادهایی برای توسعه پایدار
مصطفی عبدی برای توسعه پایدار گردشگری در قشم پیشنهاد میدهد: «ابتدا باید شناسایی و طبقهبندی مقاصد گردشگری با توجه به ارزش فرهنگی، تاریخی و طبیعی آنها صورت بگیرد. سپس برای کاهش فشار بر محیط زیست زیرساختهای مناسبی برای ورود گردشگران ایجاد شود. علاوه بر این مردم محلی باید برای ارائه خدمات گردشگری پایدار و حفظ فرهنگ بومی آموزش ببینند و در این زمینه توانمند شوند».
او در ادامه میافزاید: «تدوین برنامههای نظارتی برای کنترل ساخت و سازها و جلوگیری از تخریب منابع طبیعی ضروری است. همچنین باید فرصتهای شغلی متنوع و پایداری ایجاد کرد که هم درآمد مناسب برای مردم فراهم کرده و هم مشاغل سنتی را حفظ کند».
بنابراین گردشگری میتواند یکی از مهمترین فرصتهای اقتصادی و فرهنگی جزیره قشم باشد، اما تنها در صورتی که با برنامهریزی دقیق و مدیریت پایدار همراه باشد، میتوان از آن بهرهبرداری و از آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی جلوگیری کرد.
در نهایت، مصطفی عبدی معتقد است توسعه گردشگری در قشم بدون توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی و بدون برنامهریزی دقیق میتواند پیامدهای منفی بلندمدتی داشته باشد، اما با استفاده از تجربههای گذشته و ایجاد نقشه راه، میتوان این صنعت را به فرصتی برای ارتقای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مردم محلی تبدیل کرد. او در طول گفتوگو بارها تأکید میکند گردشگری پایدار، حفظ هویت فرهنگی و ایجاد فرصتهای اقتصادی همزمان، کلید موفقیت در توسعه جزیره قشم است.





نظر شما